با گنهکار چه کنیم؟

هدف نهایی دین من رهایی و نجات انسانها در دو دنیاست. رهایی واقعی بدون باور خداوند به دست نمی آید. بی بند و باری و آزادی در انجام و ارتکاب گناه گرچه ممکن است موقتا و در ظاهر آزادی بنماید اما در حقیقت و نهایتا انسان را گرفتار کرده و به بندهایی محکمتر و سخت تر می کشد. به علاوه یک بی خدای گنهکار نهایتا خود را مورد خشم خدا قرار داده و به مجازات مرگ و به نابودی بعد از مرگ که یک عذاب الهی است کشانده و گرفتار می کند. در همین دنیا نیز افراد بی بند و بار که از بندهای دینی می گریزند در نهایت خود را گرفتار پیامدهای گناه کرده ، صدمه خورده یا کاملا نابود می کنند و به بیهودگی و شکست ناشی از خطای خود می رسند. خوشبختی و رهایی واقعی در دینداری و به عبارتی خودداری از گناه است. گناه همان خطاست. هر خطایی می تواند گناه باشد گرچه الزاما اینطور نیست. چگونه ممکن است اشتباه نتیجه مطلوب بیاورد؟ اصلا علت تلاش برای عدم خطا یا به حداقل رساندن آن جلوگیری از نتیجه نامطلوب آنست. منظور من اینست که گناه در مفهوم بهتر چیزیست که به خود شما یا به دیگران در نهایت آزار برساند. به این می گویند گناه. گناه را برای آزار شما یا محدود کردنتان به شما معرفی نکرده اند. بلکه برای نجات و خوشبختی شما معرفی شده است.

آزار انسان میل و تمایل شیطان است. اما خداوند با علم کامل خود دستوراتی را برای شما تهیه کرده است تا سرنوشت مطلوب و خوبی را برایتان فراهم کرده و شما را نگهبانی کند که البته انجام بعضی از آنها ممکن است کمی سخت باشد اما عاقبت خوبی دارد.

با گنهکاران چه کنیم؟ در دینی که به وسیله من به شما معرفی شده است خدا به شما راه اصلاحات اساسی برای ریشه کنی گناه را نشان میدهد. در این دین برداشتن گناه با همت فردی و اجتماعی بدست می آید نه با محدودیت قانونی. در دین من گناه پروری و ایجاد زمینه گناه ، گناهی بسیار بزرگتر و تقریبا نابخشودنی است، به خصوص اگر این گناه اندازی دامن جمع یا جماعتی را گرفته باشد. گناه پروری صرفا به معنی پیشنهاد ارتکاب گناه نیست. گناه پروری دقیقا به معنی پرورش گناه است یعنی ایجاد زمینه گناه و هدایت و رشد آن تا جایی که شخص یا اشخاصی را به شدت تشویق یا مجبور به ارتکاب گناه کرده باشد. کمک و حمایت آگاهانه از شرایطی که گناه پرور باشد نیز مستوجب مجازات است.

همه میدانند یکی از بزرگترین گناهان قتل است. هر کشتاری در دین من قتل است مگر به دستور خدا انجام گردد. دین من اجازه کشتن یک قاتل معمولی را نمی دهد بلکه دستور اصلاح و پشیمان کردن او را می دهد. فقط  کسانی در دین من از این قاعده مستثنی هستند که بخواهند در مقابل حکومت خدا که لازمه نجات انسانها و اجرای دستورات نهایی برای رهایی همه و آمادگی دنیا برای ظهور ناجی است مقاومت کنند چرا که آنها دشمن خدا و انسان، هردو محسوب می گردند. دین من مسئولیت یک گناه کبیره مثل قتل را فقط بر عهده قاتل نمی داند بلکه مربیان و پرورش دهندگان، جامعه و محیط زندگی شامل دوستان و نزدیکان ، جو و شرایط حاکم و هر عامل مسبب دیگر را نیز شریک این گناه میداند. پس اگر مجازاتی باید، بر همه واجب می شود اما خداوند با بخشش خود انسان را به مرحله ای بالاتر خوانده و دعوت به اصلاح همگانی می نماید. یعنی در این دین با گناه مبارزه می شود و نه با گنهکار. اینگونه این دین مانع به گناه انداختن افراد از جمله مجریان عدالتی می شود که ممکن است در قضاوت خود بر خطا بوده باشند و همه را نجات میدهد. این به معنی تأیید و اشاعه گناه نیست کاملا برعکس. دین من دستورات جامع و محکمی آورده تا از به وقوع پیوستن گناه ممانعت به عمل آورد.

Leave a Reply

سروش - سخنگو