بشارت ناجی عالم

این مژده منجی عالم از زبان عروس عیسی مسیح، سروش است که پادشاهی آسمانها را به ارمغان می آورد.

این بشارت آمدن منجی عالم است. من از طرف آفریدگار بزرگ الهام گرفته ام که آمدن ناجی را بشارت دهم. نا م من ، “سروش” به معنی خبر خوش و انجیل است. من پیغمبر زن جهان هستم که ۱۸ سال پیش با دریافت از طرف فرشته زن آفریدگار یکتا به پیغمبری برگزیده شدم. بعد از ۱۴ سال بوسیله عیسی مسیح به عنوان عروس یگانه او انتخاب شدم و بدن عیسی مسیح در شکل قرص کامل نان به دست خود او به من سپرده شده است. آفریدگار بزرگ لقب “مریم” را به من و دخترم هر دو به وسیله فرشته اهدا کرده است. من مادر انسان و زمین هستم و آمده ام تا فرزندانم را برای نجات نهایی آماده کنم. نام من سروش ، نام خانوادگی من متولی است. در ۱۸ سال گذشته آرام آرام پیغامهایی را از طرف خدا دریافت کرده ام که به این وسیله آنها را در اختیار شما قرار میدهم.

۱۸ سال پیش زمانی که از بارداری خودم بی اطلاع بودم فرشته زنی در خواب به من ظاهر شد. او نورانی و محجبه بود. به اندازه ای نورانی بود که قسمتهای انتهایی بدن او، یعنی سر دستها و پاهای او را از فرط نور نمی توانستم ببینم. روسری و لباس سفید بر تن داشت. به من گفت: “اسم دخترتو بذار مریم. این هدیه تولّدته ! “. من توجه خاصی به این خواب نکردم و بعد از چند روز آنرا تقریبا فراموش کردم. اما بعد از ۲-۳ ماه پس از مراجعه به دکتر با شکایت کم خونی ، با وجود اصرار من به دکتر بر غیر ممکن بودن احتمال بارداری که او در نظر گرفته بود، همزمان با آزمایش خون برای کم خونی، بدون اطلاع من خون مرا برای بارداری تست کرده بودند و نهایتا من متوجه شدم که باردار بودم. بعد از اینکه با شوهرم و خانواده او، در موقعیتی که داشتیم جدا می شدیم، بارداری خودم را در میان نهادم آنها برای سقط جنین مرا تحت فشار قرار دادند. قرآن قدیمیی را از مادربزرگم بعد از فوت مادرم در بچگی، به یادگار داشتم. عادت داشتم وقتی بر سر دوراهی بزرگی در زندگی قرار میگرفتم با آن استخاره بگیرم. آن شب هم بین نماز مغرب و عشا همین کار را کردم. قرآن باز شد و در کمال حیرت من سوره “مریم” آمد. بالای صفحه سمت راست، ترجمه این بود : “ما او را حامله کردیم و از شیره خرما به او نوشاندیم.” به علت حیرت زیاد از اینکه خدا به طور صریح جواب سؤالی که در دل داشتم را میداد، ترجمه بقیه سوره را که معمولا عربی آنرا می خواندم نخواندم اما به یاد خوابم افتادم. اینطور الهام گرفتم که خدا در بزرگ کردن بچه ام مرا یاری خواهد داد و لازم نیست نگران این باشم که چگونه باید این بچه را به تنهایی بزرگ کنم چرا که بعد از مرگ مشکوک مادرم و ازدواج دوم شوهرش سالها بود که از خانواده ام جدا زندگی می کردم و هیچ کس را نداشتم. در آن زمان هیچ اطلاعی از اینکه یحیا و عیسی مسیح را خداوند در بدو تولد نام کرده بوده است نداشتم و به این علت به اهمیت این خواب و آن نامگذاری واقف نشدم. در ۵ ماهگی با سونوگرافی متوجه شدم که بچه من دختر بود. مسأله ای که از همه خارق العاده تر بود این بود که سن دقیق جنین در سونوگرافی نشان میداد که من درست در روز تولدم باردار شده بودم. به این ترتیب حرفهای فرشته کلمه به کلمه به من اثبات شده بود.

 همچناکه گفتم در آن زمان من مسلمان، مسلمان زاده و مزدوج بودم. بعدها این الهامات بیشتر و کاملتر شد به طوری که بعد از ۱۷ سال متوجه شدم که پیغمبر خداوندم.

مشکل من با خانواده شوهرم بالا گرفت و آنها حتی از اخذ شناسنامه برای دخترم به نام مریم سرباز زدند. اما خود شوهرم که در آن زمان با خیانت به من با زن دیگری بود در زندان وکالتی به من داد تا برای دخترم به نام ” تینا ” شناسنامه بگیرم. پس از اینکه پرونده را در ثبت احوال باز کردم در آخرین مرحله از اقدام به اخذ شناسنامه خودداری کردم. با سختی زیاد از ایران خارج شدم تا بچه ام را به تنهایی بزرگ کنم.

۱۴ سال بعد در یک ماه رمضان بعد از شب زنده داری من در شب قدر در وضعیتی که در انزوای اجتماعی تحمیل شده در کانادا زندگی میکردم، خواب عیسی مسیح را دیدم که خود را معرفی کرده و با شرط اینکه همه را ببخشم، در مورد ازدواج با من صحبت کرد. من دوباره این خواب را هم جدی نگرفتم .

اما در ۱۰ شب متوالی در آن ماه رمضان وقتی دخترم سیزده ساله بود خوابهای عجیبی از عیسی مسیح دیدم در حالیکه مسلمان بوده و از مسیحیت به جز قسمتهای بسیار ناچیزی که بیشتر مردم می دانند نمیدانستم و عیسی مسیح را اصلا نمی شناختم. او مرا با باران بهشتی تعمید داد و بعد با دستهای غیر قابل لمس خود به شکل نوزادی که با دقت قنداق شده بود متولد کرد به این صورت که بدن من با زحمت و درد بسیار زیاد زایمان ناپدید شد و به شکل نوزادی متولد شدم. نوزادی که به دقت، متفاوت و بسیار زیبا قنداق شده بود، با پارچه ای قدیمی. این قنداق بسیار شل بسته شده بود. من هرگز چنین قنداقی در عمرم ندیده ام. به این وسیله نظر مرا جلب کرد تا من آنرا از یاد نبرم در غیر اینصورت به آن اهمیت نداده و آنرا از یاد می بردم. در شب دیگر او یک قرص نان را به من داد. در شب دیگر بیرون آوردن روحی از یک بدن، شب دیگر مرا به آسمانها برد و در آنجا با هم درختی کاشتیم. شب دیگر ارواح سرگردان در قبرستان، شب دیگر مرا به قصر بهشتی که دیوارهای آنرا نمیتوانستم ببینم با وجود اینکه میفهمیدم دیوار دارد برده بود. در آنجا زنان بسیاری با لباس یکسان بودند که بعضی از آنها پاهای مرا که بر مبلی نشسته بودم می شستند و بعضی دیگر از من با خوراکیهای غیر قابل لمس پذیرایی میکردند و فقط من نشسته بودم. فکر کردم آنها فرشته ها هستند اما ماهها بعد در اینترنت از مطابقت لباس آنها فهمیدم که راهبه های کلیسا بوده اند. فهمیدم آنها در قصر بهشتی او در اتاقی جدا از مردان ساکنند. با تکرار این خوابها بسیار حیران شده و به فکر رفته بودم. روزی دیگر از روی تقویم موبایلم ناگهان متوجه شدم که روز تولدم بود که در بین این شبها قرار داشته و متعجب تر شدم. بسیار منقلب شده و چون انجیلی نداشتم و از عیسی مسیح هم هیچ نمی دانستم فکر کردم ممکن است کشیشی بتواند به من کمک کند پس به کلیسای محل سکونتم مراجعه کردم. خوشبختانه کشیش کمک زیادی به من کرد. او به من با کتاب انجیل نشان داد که بدن عیسی مسیح به منزله نان است و من از اینکه این خوابها معنای کاملتری داشت بیشتر منقلب شده و تقریبا وحشتزده میشدم. فهمیدم که تعمید به معنی تولد دوباره است و عیسی مسیح با رمز انجیل با من سخن گفته بود. الهامات در بیداری هم ادامه پیدا کرد اما بی واسطه بدن و صدا. تا به جایی رسیدم که می دیدم بعضی چیزها که می گویم در قسمتهایی از انجیل  که هرگز نخوانده ام نوشته شده و بعضی حرفهای خودم را در انجیلی که تهیه کرده بودم می یافتم گویی کسی آنها را بی واسطه به من آموخته بود یعنی یک معجزه. اما ناگفته نماند که در همین ماه رمضان حضرت محمّد هم به خواب من آمد صورت آسمانی خود را بر من نمود و در جمع شهدای مرد درجه ای به من اهدا کرد. مسلمانهای عالی رتبه در دنیای دیگر بسیار خوشحال وخندان بودند اما همه لباس مردانه سیاه به تن داشتند.

الان میدانم که منظور او از ازدواج، ازدواج دنیایی نیست بلکه یک الحاق و همبستگی است و اهداف برتری دارد. به معنی برگزیدن من به عنوان عروس عیسی مسیح و برای برگزیدن من به رسالت است.

کلیساها چند بار به من پیشنهاد دادند که در آنجا تعمید بگیرم اما من خودداری کردم و هنوز نماز میخوانم در حالیکه مسیحی هم هستم و برای خودم هم کمی این مساله کمی سخت است. من به دست خود عیسی مسیح و در ارزش برتر مستقیما و به مفهوم کامل تعمید گرفته ام یعنی روح من با باران بهشتی که آب برتراست تعمید گرفته و با دستهای عیسی مسیح به شکل نوزادی متولد شده ام و تمام گناهانم برطرف شده و کاملا پاک شده ام. دین مسیحیت در الهامات من، برتری روح بر جسم است پس کسیکه روح خود را تعمید بدهد تعمید او کامل است. تعمید روح است که برای خداوند اهمیت دارد. تعمید بر روح قرار میگیرد و بخشایش و مغفرت خداوند هم بر روح قرار میگیرد. با آمرزش خدا بر روح، انسان می تواند خود را نزد خدا بخشوده و مشمول بهشت و زندگی دوباره کند. جسم قابل تعمید نیست چرا که گناه از جسم پاک نخواهد شد و به این دلیل جسم مردنیست، اما روح آمرزیده به خواست خدا زنده می ماند تا بتواند بدنی تازه را صاحب شود.

من و دخترم راههای بسیاری آمده ایم. کوه به کوه، شهر به شهر و کشور به کشور، خداوند علاوه بر الهاماتی که به من داد و بچه ای که به من اهدا کرد و من او را در خود حمل کرده بودم، مسایل زیادی را بر من گشود و از انسانها چیزهای زیادی به من آموخت. بعد از تمام این مشکلات خدا به من الهام داد که پیروان تمام ادیان را در کنار هم آورده و با شیر مقدسی که در دوره بارداری من با نام حضرت مریم مبارک شده و با نزول فرشته و روح القدس مقدس شده تعمید بدهم. شیر مقدس مظهر محبت ، بخشایش ، پاکی و صلح است و برای رسیدن به رستگاری، آزادی و رهایی نهایی یعنی نهایت قیامت ارایه میگردد. کسانیکه با این شیر مقدس در نام من تعمید بگیرند میتوانند به شرط پشیمانی از گناهان و عهد با خدا برای عدم تکرار خطا کاملا آمرزیده شده و در شکل نوزادی به زمین بازگردند و زندگی تازه آغاز کنند. این بخشش از طرف خداوند بزرگ و یگانه، آفریننده آسمانها و زمین ارایه شده است و البته از میان عیسی مسیح و حضرت مریم عبور کرده است. خداوند در این زمان انسان را شایسته این دانسته که از درجه، منزلت و آزادی بالاتری برخوردار شود. این پیام مسرت بخش رهایی است. تعمید گرفتن با شیر مقدس از این به بعد لازمه ورود به بهشت است. هیچ کس قادر به ورود به بهشت نخواهد بود مگر با تعمید گرفتن با این شیر مقدس که به تمام انسانها ارایه شده و تکمیل کننده ادیان قبلی است. از این طریق میتوانید به بخششی بیکران از طرف خداوند برخوردار شوید و از جام بخشش خداوند که همان عیسی مسیح و مادرش مریم است، بنوشید. البته اگر از انجام گناه پشیمان شده و درک کرده باشید که گناه شما چه تأثیر ناخوشایندی بر دیگران نهاده و قصد تکرار آنرا نداشته باشید. پس از تعمید با شیر مقدس گناه شما هرچقدر سنگین، آمرزیده خواهد شد. تعمید در نام من سروش، به معنی خبر خوش برای خدا مفهوم میشود. این آمادگی برای دریافت منجی عالم در آخرین قدم است.

برای تعمید گرفتن با شیر مقدس ، در خلوت یا جمع ، رو به آسمانها قرار بگیرید و بگویید: “سلام بر مادرم سروش و دخترش مریم!” این دستور مستقیم آفریدگار است که با صوت و از طریق فرشته به من نازل شده و من در آن دخالتی نداشته ام. با خدا عهد کنید که کسی را مورد صدمه و سوءاستفاده قرار نمی دهید و هیچ کلامی، قانونی یا مرزی را بالاتر از این دین نمی شناسید. فرزندانم گمان نبرید که من شما را برای منازعه و نزاع گرد می آورم یا میخواهم شما را قربانی کنم بلکه کاملا برعکس. این پیام صلح و صفا و دوستیست. هر محصول خوبی با زحمت بسیار به دست می آید. من زمین را به شما یادآور میکنم. زمین به خواست خدا بسیار حاصلخیز است اما شخم زدن آن کار شماست تا در آن بکارید و درو کنید و این کار آسانی نیست. وظیفه سنگینتر بر آنهاست که قویترند چراکه گاوآهن سنگین و زمین وسیع است. خار بسیار دارد. مباد که تکه ای از آنرا فرو نهید. هشدار که کلاغها و شته ها محصول شما را نبرند و به آن نزنند تا هرچه کاشته اید نابود گردد. این برعهده شماست که راه درست را بیابید. این دین برای محبت و همبستگی بین شما و خواهر برادرانتان است تا در گله باشید تا خوراک گرگان نشوید. من سپاهی می آرایم به نام “سپاه آخرت” تا آمدن ناجی را تسریع بخشد اما این سپاه جنگی نیست بلکه کاملا برعکس سپاه صلح و محبت است. شما را ملزم به محبت و حمایت خواهران و برادرانتان میکند تا در مقابل شیطان و خدمتکارانش ضعیف و بی دفاع نباشید. مباد از حق بگذرید و به شیطانها که بر رویه خود اصرار میکنند ترحم یا محبت بیجا کنید که این آنها را گستاخ تر میکند. این دین آزادی است. پس راه درست را خود خواهید یافت.

در این زمان با برگزیدن یک پیغمبر زن و از میان نام مقدس حضرت مریم و با نزول فرشته زن، مقام زن نزد خداوند ترفیع یافته و بالا رفته است. به این طریق و در این زمان، مهر خدا بر زنان قرار گرفته و گناه حوا بخشیده شد. این برنامه خداوند از بدو آفرینش بوده است تا با برنامه رشد و تکامل او بر زنان اکنون زن در جایگاهی برابر مرد نزد او قرار بگیرد.

Leave a Reply

سروش - سخنگو