خدا در الهامات من

شعر از سروش

خدا در دریافتها و الهامات من آفریننده معنا می شود. کسی که انسان را خلق کرده و بر روح و جسم انسانها تسلط دارد.

در الهاماتی که دریافت کرده ام خداوند از افکار و نیات یعنی آنچه در دل دارید آگاه است و به آنها دسترسی دارد. خداوند بی واسطه کلام و صدا نیز با من ارتباط برقرار کرده است. انتقال مفهوم از طریق خداوند به من بسیار سریع انجام می گیرد و نیازمند زمانی بیش از لحظه یا یک زمان کوتاه نیست. الهامات ممکن است بسیار کوتاه باشد اما معانی بسیار عمیق و عقل کاملی در آن وجود دارد به طوری که مطمئن می شوم از من یا از انسان نیست. البته من از بیان کامل ماهیت خداوند و نحوه این دریافتها قاصرم ولی سعی می کنم در حد توانم آنرا برای شما بازگو کنم. خداوند قادر است اندیشه یا هدفی را در فکر و روح پیغمبر بی واسطه کلام ایجاد کند اینگونه که برای من اتفاق افتاده است. البته این به معنی اینکه هر فکر یا نیتی ناشی از خداست نیست. خداوند مفاهیم و الهامات خود را به من ثابت می کند تا من مطمئن شوم که خود اوست که این مفاهیم را به من رسانده است. به این صورت که آثاری بر ماده در اثبات کلام خود به من نشان می دهد یا به نحوی در دنیای مادی خود را به من ثابت می کند به طوری که از توان هر انسانی خارج است. خداوند هرگز کار بیهوده ای انجام نمی دهد یا حرف بیهوده و بی هدفی را نمی زند. بلکه یک جمله او معنی بسیار عمیق و آثار و عواقب بسیار طولانی یعنی مثلا هزار ساله یا ابدی با برنامه ای بلند مدت و عمیق دارد که من در زمان دریافت وحی از آن بی اطلاع بوده و بعد از سالها، ماهها یا روزها آنرا در می یابم و اهمیت آنرا درک می کنم. خداوند با واسطه کلام، فرشته یا پیغمبران دیگر هم با من صحبت کرده است. از کجا می فهمم که این خداست؟ اول از همه اینکه این تکلم در باطن و با درون من انجام می شود. یعنی علاوه بر اینکه صوت آنها طنین انداز است متوجه می شوم که این تکلم با باطن من است. مثل صحبت کردن یک انسان دیگر با من و از راه جسمانی نیست. مثل زمانی که شما از خواب بیدار می شوید و متوجه می شوید که خواب دیده اید ولی نمی توانید فرق رؤیای خود را با اتفاقات روزمره را توضیح دهید فقط آنرا متوجه می شوید. چیزهایی را در خواب هم می بینید ولی این دیدن با چیزهایی که در بیداری می بینید متفاوت است. البته خواب معمولی که بی وجود جسم انجام می گیرد فرقش این است که واقعیت ندارد یا در زندگی واقعی تأثیری ندارد و بیشتر وقتها واقعیت هم ندارد و مهمل است. اگر هم به وقوع بپیوندد اهمیت چندان ندارد و حامل پیامی نیست. در صورتیکه پیغامهایی که من از خدا دریافت کرده ام همه واقعیت دارد و از چیزهای خارق العاده که نمیدانم به من آگاهی داده یا حتی می آموزد. تفاوت آنها را با خوابهای معمولیم خوب درک می کنم. یعنی از غیب به من خبر می دهد. برای مثال بخشهایی از کتاب انجیل را که نمی دانسته ام به من تعلیم داده است و دانسته های شگرف دیگر.

خداوند صفات بسیار نیکویی دارد. تمام صفات نیکو در حد کمال متعلق به اوست. بهترین افراد فقط در میزان بسیار اندکی از این صفات برخوردار هستند. او کامل، پهناور و بینهایت است. روح شما خدا نیست چرا که به یک مکان و زمان محدود است، اندازه آن کوچک است مثل بدن خود که می توانید آنرا ببینید و برای رسیدن به جای دیگر برخلاف خدا باید حرکت کنید. خداوند به وسعت تمام جهان بزرگ است و در اندازه کوچکی در نمی آید. ماهیتی دارد بالاتر از انرژی و نور که انسان آنرا نمی شناسد. احتمالا او آفریننده نور و انرژی است. صاحب عقل ، عدل و قدرت کامل است. دقیق و بی خطاست. همه چیز را دقیق ثبت می کند. چنانکه شما قبل از اختراع کامپیوتر باور نمی کردید که بتوانید بدون دفتر و قلم اطلاعات با حجم زیاد را با سرعت بالا در یک حافظه بسیار کوچک ثبت کرده و به آن دسترسی پیدا کنید همینگونه به نحوه ثبت اطلاعات دنیا توسط خداوند ناآگاه هستید و علم آنرا ندارید. حافظه ای مثل حافظه ابری اما نادیدنی است. خداوند شریف است یعنی هرگز وعده خود را نمی شکند ، قوانین خود را زیر پا نگذاشته و بی عدالتی نمی کند یعنی طرف حق است و بر ضعفا مهربان. خداوند عمیق است و هر مطلب را در عمق آن مفهوم کرده و می شناسد. خدا خالص است و خلوص را نیز مطالبه می کند. پس اگر ایمان و اعمال شما خالص نبوده و برای دریافت پاداش به آن اقدام کنید البته به آن میرسید اما در سطحی پایینتر. خداوند بعضا غیر مستقیم است یعنی همیشه به طور مستقیم واقعیتها را به شما نشان نمی دهد. مثل کتاب یا فیلمی که معنای عمیقی را ضمن یک داستان ساده منتقل می کند اما از درجه بالاتر ادبی برخوردار می شود. انسان باید از خدا بترسد زیرا مجازات او از تمام مجازاتها طولانی تر و سخت تر است. او از همه چیز آگاه است و آینده را برنامه ریزی کرده و سپس خلق می کند و وقوع می دهد. یعنی بر خلاف آنچه تاکنون گفته اند فقط آگاه از آینده نیست بلکه بالاتر از آن آفریننده آینده است. ماهیت خداوند ماورای ماده و انسان است. او بسیار نرم است و شدیدترین مجازاتها را بر انسان از راهی بسیار ملایم فرود می آورد. درست مثل موج عظیمی که با آنهمه قدرت از آب نرم و بی آزار درست شده است. مثل آتش که با آنهمه سوزانندگی و قدرت تخریب لازمه حیات و مفید است و خود ماهیتی نرم دارد. زمخت نیست. حتی به لمس در نمی آید اما می تواند ماده را در گرفته و اگر مهار نشود جنگلی را بسوزاند و خراب کند. البته او خود آتش نیست یا آب نیست اشتباه متوجه نشوید او آفریننده تمام اینهاست. مثالهایی میزنم تا مفهوم را به شما منتقل کنم. هیچ یک از آفریده های او در ذات خود بد و مضر نیستند مثل همین آتش که هم سوزاننده و مخرب است هم گرم کننده و لازمه حیات. منفی بودن هر انسان یا هر چیز در نحوه عمل و استفاده از صفات خداداد است و نه در ماهیت او. به این علت است دینی که به من معرفی شده بر مجازات انسانها تأکید نمی کند بلکه بر روشنگری و آموزش همت می گمارد. زیرا ماهیت هیچ انسانی بد و اشتباه نیست چراکه او آفریده پروردگار است. قبلا هم گفتم که خدا صفات نرمی و تندی را در هر انسانی نهاد. این به این معنی نیست که تندی بد است. حقیقت این است که انسان بد وجود ندارد. اما انسان می تواند با عدم کنترل و انتخاب نامناسب صفات و حرکات خود یا در شرایط نامناسب بد شود. تندی ، خشم و دیگر صفات انسان بد نیستند گرچه به بد معروفند. انسان در نحوه و زمان استفاده از آنها خطاکار است. خداوند خود خشم و حتی قهرطولانی و بسیار عظیم دارد پس خشم و قهر به خودی خود بد نیست. روح پلید کسی نیست که این صفات را دارد چرا که این صفات در همه هست. روح پلید کسی است که از این صفات خود سوءاستفاده کرده یا آنها را غلط به کار بگیرد. خداوند خشم و قهر خود را در مقابله با ظلم و نادرستی به کار می گیرد پس انسان درست هم همین کار را   می کند. به عبارتی انسان برای خودسازی بهتر است خدا را شناخته و او را تقلید کند. البته با رحم بر انسانهای دیگر چرا که انسان ماهیت هم جنس خود را بهتر می شناسد و در ناتوانی ، نابخردی و درد هم نوع خود باید شریک و همدرد باشد. برای مثال انسانها همه در پدیده مرگ شریک هستند اما خدا، خود مرگ را تجربه نکرده است گرچه انسان را درک می کند. ممکن است خداوند تابه حال خود درد جسمی را تجربه نکرده باشد البته این را الهام نگرفته ام و این فقط نظر من است. پس خدا واسطه های انسانی فرستاد تا بوسیله آنها با انسان ارتباط برقرار کرده، انسان را از گناه و در نتیجه از مجازات دردناک برهاند. خدا پاک و زلال است. خدا مجازات بر انسان را برای آزار یا انتقام  از او نازل نمی کند بلکه برای متوقف کردن انسان از گناه و نجات او و دیگران این کار را میکند تا روح پلید را اصلاح کرده و از گناه برهاند. اما این جزا دادن با روح پاک او مغایر است و به علت خطای انسان این کار را میکند. پس هدف او برداشتن گناه از زمین و در نتیجه برداشتن مجازات از انسان است. این یکی از اهداف قیامت است یعنی متوقف کردن گناه.

خداوند صاحب و مالک تمام معنا و همه جانبه بدن و روح و معنویات و مادیات است. الهاماتی که در این مورد دریافت کرده ام البته بیش از یکی است. برای مثال در جهان دیگر او تعیین می کند چه چیزهایی را ببینید و بشنوید. همچنان قادر است به شما از چیزی آگاهی دهد بدون اینکه آن چیز را ببینید یا بشنوید. در دنیای دیگر انسانها کاملا در سلطه خداوند قرار دارند و قدرت خاصی ندارند مگر با دستور و انتخاب خدا. اما نیروهای پلیدی وجود دارند که از انسانها قوی ترند و از قدرتهای مافوق بشری برخوردارند و آنها هم همگی تحت کنترل و اراده خداوند هستند اما بر انسان ارجحیت دارند. احتمالا این قدرت آنها بعد از گناهان بسیار انسان از طرف خداوند به آنها داده شده و نوعی مجازات برای انسان گنهکار است.

خداوند برای عشق راستین ارزش بسیار قایل است. کسی که در خود عشق داشته باشد به میل خدا هرگز نمی میرد. عشق معنوی و راستین برای خداوند صفتی باارزش تر و والاتر از صفات دیگر است و شایسته آمرزش و پاداش بلند است. شخصی که در خود عشق واقعی و روحی را بپروراند مشمول رحم و آمرزش خداوند می شود. عشق صفات متقابل چون خشونت و بی رحمی را ضعیف می کند و شخص را آسیب پذیر همچنانکه خشونت و بی رحمی عشق را در وجود انسان ضعیف می کند. این بر انسان است که بتواند صفات خود را کنترل کرده و بین آنها  انتخاب نماید.

خداوند بسیار مهربان و بخشنده است و نسبت به زنان و افراد ضعیفتر سهل گیر تر است. خداوند نور را بسیار عزیز می دارد چراکه نور قابلیت دیدن و سمبل روشنگری است. افراد بسیار عزیز او در جهان دیگر نورانی هستند تا نیروهای پلید را براند.  در جهان دیگر نور مخصوصی وجود دارد که این نور درخششی متفاوت با نور معمولی دارد و هیچ روح پلیدی نمی تواند از آن عبور کند. شمشیرهای ساخته شده با این نور در اختیار سربازان خدا قرار دارد که با آنها نگهبانی کرده و با روحهای پلید در صورت لزوم مقابله می کنند. دروازه های بهشت با همین نور محافظت می شود. به خاطر نیروهای پلید که طبق میل خداوند آزادند و آنها البته انسان نیستند. در الهامات من خداوند صاحب نور و انرژی است نه خود نور اما نور را بسیار دوست می دارد.

خداوند سخت گیر و جدی است ضمن اینکه مهربان، صبور و متبسم است. او دایم در حال تحمل انسانهای خطاکار است. احتمالا به علت خطاهای باورنکردنی انسان در طول تاریخ و اغتشاش و ظلمی که ایجاد کرده است خداوند خود را به او آشکار نکرده و حتی از صحبت کردن با او خودداری می کند. پس او از تبسم خود به انسان کاسته است.

دولتها را خداوند بر زمین گمارده و اولین دولتها با تصمیم خداوند درست شده تا بوسیله آنها خدا بتواند آفریده های آسیب پذیر خود را از چنگال ستمکاران نجات داده و به عبارتی با ظلم و گناه مقابله کند. با این وجود چون قوانین ساخته بشر کامل نیست و خود دولتها هم متشکل از انسانهای قابل خطا هستند و گاهی ستمکار و خطاکار شده اند همیشه قربانیانی بر جا مانده است اما خدا سعی در احیای آنها به روشی دیگر نموده است.

جهان دیگر:

متشکل است از خدا که مالک ، صاحب و اداره کننده است. افراد برگزیده و مقرب خدا که در اداره دو جهان به او کمک می کنند مثل عیسی مسیح، حضرت مریم، حضرت محمد، امام زمان و فاطمه زهرا که من دیده و شنیده ام. بهشتیان مثل راهبان کلیسا. آنها ساکن اتاقهایی هستند و غذا و نوشیدنی کافی برای خوردن دارند. جهنمیان که به من نشان ندادند و فقط از آنها خبر داده اند. برزخیان که برای بلند مدت انتظار می کشند و بین جهنم و بهشت زندگی می کنند. آنها بر قبرستانها رها هستند و آگاهی کم و نسبی دارند. زنان برگزیده او نورانی هستند. فرشتگان که بعضی از آنها بال دارند و موی خود را نمی پوشانند. جهان دیگر هم مثل این دنیا اداره کننده و نظم دهنده دارد. خدا همه گنهکاران را هنوز در جهنم نینداخته است. زیرا بعضی فقط آمادگی گناه دارند اما هنوز گنهکار شناخته نشده و مستوجب مجازات نشده اند.

در آنجا نیز بهتر است جایی برای سکونت داشته باشید. افراد گنهکار رها و سرگردان بودند و آگاهی نداشتند. حتی ممکن است متوجه نشوند که مرده اند .اما افراد آمرزیده آگاهی و به عبارتی فهم دارند و می توانند غذا بخورند ، حرف بزنند ، بشنوند و ببینند.

باید بدانید که من البته الهاماتی از خدا ، برگزیدگان و فرشتگان او دریافت کرده ام اما این به این معنی نیست که از خودم عقل ندارم یا اجازه حرف زدن یا بازگویی نظر خود را ندارم بلکه کاملا برعکس. من انسانی معمولی و بدون قدرت خارق العاده هستم. نظرات و دیدگاه های انسانی دارم که متعلق به خود من است. من نظرات و اندیشه های خودم را دراین ورطه جدا از پیغامهای خداوند به شما معرفی می کنم. بر شما فقط واجب است که دستورات خدا را اطاعت کنید. در قبول ، دنبال کردن یا رد نظرات من کاملا آزاد هستید و به این دلیل نه مجازاتی بر شما نازل خواهد شد نه پاداشی.

Leave a Reply

سروش - سخنگو