گناه و گنهکار

انسان مطمئنا گنهکار است اما گناه قابل بخشش است اگر بفهمند. گناه عملیست که مخالف دستور و میل خداوند انجام شده باشد. گناه در دین من هر عملیست که بر موجودات زنده و بر اجتماعات بشری تأثیر منفی نهاده و به آنها به هر مفهوم آسیبی وارد کند. آیا خداوند به خودخواهی و برای ارضای میل خود گناه را معنا کرده است؟ خیر. در الهاماتی که خدا به من داده است برای نجات نهایی انسان از حق خود بر انسانها در این زمان می گذرد. در دینی که خدا به من معرفی کرده است و با الهاماتی که من دریافت کرده ام خداوند گناه بر ذهن و قلب را که به شرطی که در عمل نیامده باشد بی واسطه و بدون احتیاج به توبه بر همه بخشیده است. انسانها آزادند هرگونه می خواهند فکر و احساس کنند و این به عهده آنها نهاده شده است. اما بهتر است که جویای حقیقت و به دنبال اصلاح اندیشه و احساسات خود نیز باشند چرا که گناه در فکر و قلب جرقه زده و ممکن است بالا بگیرد. گناهی که در عمل نیامده در دین من در درجه مجازات محسوب نمی شود.  خداوند گناه قابل مجازات را در این دین تکاملی که به من الهام کرده است در تعامل و ارتباط انسان با دیگران محسوب می کند. گناه در این جمله ها مفهوم میشود. مطابق با این تعریف تمام گناهان قابل مجازات نیستند. گناهانی که قابل مجازات نزد خدا محسوب میشوند قابل تعریف دقیق نیستند و بر حسب شرایط مسبب گناه، خداوند آنها را به طور جداگانه قضاوت کرده و درباره گنهکار تصمیم گرفته و حکم خواهد کرد. در دین من هر گناهی قابل مجازات نیست. گناهان چند نوع دارند: گناهان  قابل مجازات و غیر قابل مجازات، گناهان قابل بخشش و غیر قابل بخشش.  منظور من از گناه در نوار صوتی زیر “گناهان قابل مجازات” است و من بر آنها تأکید کرده ام.

خداوند برای حمایت و سرپرستی انسانها و رساندن آنها به خوشبختی و رشد و رهانیدن آنها از گمراهی و نادانی مثل نوری تابیده و آنها را به راه درست هدایت می نماید. دستورات برای رشد و راهنمایی انسان و جوامع به طور تدریجی از طرف خداوند نازل شده است. تاریخ انسان نشان می دهد که این رشد همیشه تدریجی بوده است و تکامل انسان هرگز به طور ناگهانی اتفاق نیفتاده است. متأسفانه انسان همیشه در مقابل پیغمبرانی که برای تکامل اجتماعات و راهنمایی او از طرف خداوند فرستاده شده اند مقاومت کرده و در پذیرش این تکامل با پافشاری بر جهالت، مقاومت کرده اند. دین من برای تکامل انسان و رساندن آنها و جوامع بشری به مرحله ای بالاتر در این زمان آمده است.

خداوند به من الهام کرده که هدف او مبارزه و مقابله با گناه است نه گنهکار. این به معنی رها کردن گناهکاران و سکوت در مقابل گناه و جنایت و عدم رویارویی و مقابله با آن نیست بلکه کاملا برعکس.

یکی از جمله هایی که در این زمینه مستقیم خدا به من الهام کرده است: “پس بر زمین با چشمهای باز و قلبی آگاه به دنبال گنهکاران بگردید و هرجا گناهی می بینید خاموش کنید که گناه سرچشمه نابودی است”

دین من گناه را در مفهوم عمیق تر و کاملتری ارایه می دهد. به این معنی که نه تنها موجودیت گناه را قبول دارد بلکه مفهوم گسترده تری از آن ارایه می دهد. اگرچه بر مجازات گنهکار تأکید نمی کند بلکه اصرار بر اصلاح گنهکار و ریشه کن کردن گناه می کند. چراکه خدا به علت گناهان بسیار و بزرگ انسان مجبور به مجازات او شد و از این کار خشنود نیست زیرا که مجازات و رنج دادن با ذات خدا سازگار نیست و مغایر است. خداوند برای نجات افراد آسیب پذیر و نجات یا اصلاح خود گنهکار اقدام به آن کرده است. او برای انتقام از گنهکار او را مجازات نمی کند و فقط حقوق دیگران را احترام می کند. زیرا خدا “شریف” است و نمی تواند از حق بگذرد. برای برداشتن مجازات و به خصوص مجازاتهای سنگین مانند مرگ روحی گنهکار لازم است که ابتدا انسان را از گناه بازداشته و گناه را بردارند. به این دلیل ادیان الهی آمده اند. هدف تمام ادیان برداشتن گناه از زمین و انسان است. این لازمه برداشتن مجازات است که هدف نهایی و یکی از مفاهیم قیامت است. به این علت که گناه هرگز نمی تواند از انسان برداشته شود پس خدا به برداشتن گناهان کبیره اکتفا کرده و خوشبختی نهایی انسان را در آن معرفی می نماید. مجازات انسان بر انسان خود گناهی مهم است که آن نیزبا این روش تأمین و ممانعت خواهد شد.

از مفاهیم دیگر جدید گناه دراین دین این است که گناهان را در مفهوم معنویات گناهانی بزرگتر می داند. مثلا دزدی پولی و مالی را در درجه ای پایین تراز بسیاری دزدیها میداند. دزدی در معنای مالی خلاصه نشده و دزدی جانها از خدا به مفهوم قتل و کشتن بدون فرمان مستقیم خدا، دزدی زندگی افراد به روشهای مختلف ، دزدی آبرو و دزدیهایی بالاتر از دزدی مادی را معرفی می کند.

تجاوز به معنای تجاوز جسمی از گناهان بسیار بزرگ است. به این دلیل که حاصل این گناه بیش از جسم که به طور موقت متأثر می گردد روح شخص ، آبرو و زندگی او را به شدت متأثر کرده و حتی با از بین بردن شرف او ممکن است از او گنهکاری در آینده بسازد و زندگی آخرت او را نیز متأثر نماید. البته تمام گناهان قربانی طبق الهامات جدید خدا و در دین من به پای خاطی مسبب نوشته شده و با قبول این دستور خدا که در دین من “مجازات را بر سبب انداخته است” دنیای دیگر قربانی نجات یافته و مستحق مجازات نخواهد بود. اما گنهکار اولیه که مسبب تمام این گناهان شده به عذابی طولانی و مرگ روحی مجازات خواهد شد و در این دنیا باید از طرف اجتماع مطرود شده و اموال او را از او بگیرند. تجاوز به معنی شکستن حریم شخصی افراد در دین من معنی میشود و مفهومی گسترده تر از تجاوز جنسی دارد. یعنی کسی که در زندگی خصوصی دیگران جستجو می کند نیز متجاوز است. کسی که به دیگران در جمع بی احترامی می کند هم  متجاوز است. به علاوه مجبور کردن شخصی برای ازدواج یا هرگونه رابطه نیز یک تجاوز است و حتی تجاوزی بسیار بالاتر است زیرا تکرار خواهد شد. در اینجا شما عدالت برتر را مشاهده می کنید.

لازم به ذکر است که من هنوز قسمت اهم کلام مستقیم خدا را در مورد هر مطلب منتشر نکرده ام. در اولین فرصت آنها را نیز در اختیار شما قرار خواهم داد.

وظیفه انسان در زمین کمک به انسانهای دیگر برای رشد و باز سازی آنهاست. انسان برای تخریب و نابودی دیگران بر زمین نیامده است. رسالت انسان کمک به هم نوع است و انسانیت به اینگونه مفهوم می شود. انسانیت یک مفهوم مدرن و ساخته انسان نیست بلکه مفهومی خداداد دارد. خداوند انسان را به علت انسانیت مقام برتر داده است. برتری انسان بر حیوان صرفا به علت قدرت بیان و تعقل نیست چرا که این باور صرف، انسان را در مفهوم روحی یعنی وجود روح را در او نفی می کند. این می تواند فقط باور یک انسان بی دین باشد. مقابله و مبارزه با گناه یک مبارزه روحی و مقدم بر جسم است. هدف تمام ادیان الهی شناساندن انسان به معنای موجودی صاحب روح و قبول برتری روح بر جسم است. به عبارتی توفیق دینی ، پیروزی معنویات بر مادیات است.  روح، باقی اما جسم، فانی است. جسم می میرد ، تجزیه شده و به خاک برمی گردد یا از دست می رود. اما روح از مرگ برخواسته و اگر آمرزیده شود می تواند جسم دیگری را اشغال نموده و با تولدی دوباره به زمین باز گردد. شما با پیروی از من و اگر گناه کبیره نداشته باشید پس از تعمید با شیر مقدس خواهید توانست آمرزیده شده و زندگی دوباره بر زمین را برای خود اندوخته نمایید.

خداوند به من دستور داده یا بر این دستور خود تأکید مجدد کرده که گناه باید از روح انسانها قبل از مرگ بیرون بیاید و این با یک دعای ساده کشیش در هنگام مرگ یا حتی در طول زندگی میسر نمی شود. به این معنی که خداوند در این زمان کار شما را سخت تر می کند اما پاداش شما را هم افزایش داده و شما را به درک و درجه ای بالاتر ارتقاء میدهد. شما می بینید که کشیشان و آخوندها هنگام مرگ، بر مرده دعای آمرزش می خوانند اما این کارساز نیست زیرا دیر شده است. کشیشان و ملاها باید به جای عبادت طولانی در گوشه ای در خفا ، تا دیر نشده برای نجات گنهکاران بشتابند تا با اصلاح آنها و آشنایی آنها با محبت خدا روح آنها را ملایم و با شناساندن خدا و نشان دادن اثرات گناه به هر راهی که می توانند آنها را از خطایی که کرده اند پشیمان کنند و بازدارند. این سخت ترین کار دنیاست و پاداش آنها هم البته بزرگ تر است. این همان عبادت برتر است. در دین من افراد اجازه ندارند به عبادت طولانی و گوشه گیری بپردازند اگر می توانند به آفریدگان خدا خدمت کنند مگر اینکه گوشه گیری به آنها تحمیل شده باشد. در حقیقت خدا مردان و زنان دین را در این زمان استخدام می کند تا عملا انسانها را با محبت خدا آشنا و دوست کرده و با ریشه کنی گناه آنها را برهانند. این رسالت سنگین به تنهایی با دعا و گوشه نشینی و عزلت به دست نمی آید.

دین من برای ریشه کنی گناه ، فقر و دیگر پلیدیها آمده است و کمک مالی به فقیررا کافی نمیداند. این به این معنی نیست که از کمک مالی به فقرا خودداری کنید. کمک به فقرا لازم است اما کافی نیست. این به این معنی است که از گداپروری متوقف شوید اما نه با قربانی کردن فقرا بلکه با از بین بردن فقر و ریشه های فقر. دین من در این زمان به دستور خدا نازل شده و اگر همت کنید با برقراری حکومت خدا بر جهان در بلندمدت خواهید توانست فقر را ریشه کن کنید. از پا ننشینید تا بچه های نیازمند و فقرا را تا آخرین نفراز نیاز مالی برهانید اما هرگز سعی نکنید با مخفی کردن آنها خدا را فریب بدهید چراکه نخواهید توانست. این کار به مراتب آسانتر از برداشتن گنهکاران تا آخرین نفر است که این غیرممکن است.

گناهان کوچک غیر قابل اجتناب هستند. درست مثل لباس که کثیف میشود و احتیاج به شستشو دارد این گناهان باید از روح شسته شوند تا روح پاک و مبرا گردد. آنها که مسئول اجرای قوانین دینی و اجتماعی هستند به این وسیله این پیغام را از خدا دریافت می کنند که باید تمام سعی و همت خود را به کار گیرند تا روح انسانها را قبل از مرگ پاکیزه کنند. انسانها نباید در حال ناپاکی و بر گناه بمیرند. روح پلید نباید قبل از شفا بمیرد. تعمید کامل روح نمی تواند در یک لحظه و با سرعت یا صرفا با یک روش انجام شود. تعمید کامل یک همت بلند مدت است و برنامه مفصل لازم دارد. با الهاماتی که گرفته ام روح آلوده نباید بمیرد چراکه نجات نهایی و ظهور ناجی را به تأخیر جدی می اندازد و حتی ممکن است به ممانعت از ظهور منجی عالم و نابودی زمین منجر گردد. این رسالتی است که خدا از زبان من در این زمان به شما که مسئول اجرای قوانین و دین خدا و اداره کننده اجتماعات هستید محول کرده است. این پاکسازی و توبه نمی تواند بر بدن انجام شود. تنبیه بدنی، پشیمانی موقت ایجاد می کند و بنیادی نیست. حتی گاهی تأثیرات منفی یا نتیجه معکوس دارد. درحالیکه خودداری از گناه با آگاهی و تربیت صحیح دینی تأثیر دایم دارد و این است که مطلوب نظر خداست چراکه اینگونه گناه ریشه کن خواهد شد و این هدف نهایی خداوند است. صد البته این راه یک شبه نیست و احتیاج به همت بلندمدت دارد. خداوند تمام آفریده های خود را دوست دارد. از بین بردن آنها خلاف خواست خدا و اتلاف زحمتیست که او برای خلقت آنها کشیده و کفران نعمت است. بعلاوه جانها متعلق به خداست و فقط اوست که حق بازپس گرفتن آنرا دارد پس کسی که قتل می کند از خدا دزدی می کند. البته زمانی لازم بود که به انسان دستور ازمیان برداری آنها که در مقابل دستورات او مقاومت می کردند را بدهد و هم اکنون هم این دستور را لازم میداند. اما فقط آنهایی باید از میان برداشته شوند که می خواهند در مقابل حکومت جهانی خدا بر زمین و آمدن ناجی بایستند و مقاومت کنند و هیچ راه بهتری برای از بین بردن مقاومت آنها نباشد چراکه آنها زمین ، انسان و آمدن ناجی را اینگونه در خطر می اندازند و دشمن خدا هستند. انسانهای دیگر باید آموخته شده و تحت تعلیم و تربیت دینی و عملی قرار بگیرند و تحت شرایط مطلوب بازداری از گناه زندگی کنند تا امکان به گناه افتادن در آنها پایین آید. انسانهای گنهکار باید اصلاح شوند. روشهای اصلاح فقط شامل تنبیه نبوده و قبل از تنبیه شامل تعلیم و تربیت و بعد از آن محبت و آشنایی او با خدا، برطرف کردن انگیزه های گناه و اگر اصلاح نشد در مرحله آخر تنبیهاتی مثل طرد و نظارت اجتماعی و غیره است. برای کسانی که گناهان کبیره مثل قتل دارند با مداخله جمعی شخص را از ارتکاب گناه پشیمان کرده ، روح او را از گناه پاک و مبرا کرده و زندگی جدیدی به او ببخشند. یعنی در یک کلام او را نجات بدهند، نه اینکه حذف نمایند. تا زمانیکه زمین را از قتل و کشتار رهانیده و قتل و خونریزی را کاملا ریشه کن کنند.

میدانم که در جوامع روشنفکر هم شاید نظیر این راهکارها اعمال می شود. اما دین من جوامع بی خدا را نهایتا خطاکار دانسته و تمام اعمال آنها را هرچند صحیح بی نتیجه می داند و جامعه بی خدا را یک خطر برای انسانها می داند. با پذیرش واقعیت مرگ هر انسانی این را می فهمد که دنیای پس از مرگ وجود دارد و من بر آن گواهی میدهم. گرچه قسمت بزرگی از نجات و خوشبختی در دنیای دیگر از میان این دنیا حاصل میشود اما این همه آن نیست و هر عملی هرچقدر درست و صحیح اگر بی خدا انجام شود نه تنها نتیجه کامل را در این دنیا به دست نمی آورد بلکه هیچ نتیجه ای در دنیای دیگر ندارد و گرچه شامل مجازات نمیشود اما مشمول پاداش و زندگی جاودان نیست پس بیهوده و گذراست. اینگونه انسانها ذاتا و آنگونه که از اعمالشان هم بر می آید احساس بیهودگی می کنند و هجوند. من فرشته خدا را با چشم خود دیده و با گوش خود شنیده ام پس گواهی میدهم که دنیای پس از مرگ وجود دارد و این دستورات بیشتر برای زندگی و خوشبختی پس از مرگ است گرچه زندگی دنیوی و اهمیت خوشبختی در این دنیا را نیز در نظر گرفته و انکار نمی کند.

بخشش بر گنهکاران بوسیله این دستور تازه خداوند به شما نازل شده و از طریق من به شما منتقل گردیده است. خداوند با کلام مستقیم خود مرا “سند رهایی” شما در هر دو دنیا شناخته است. البته تحت شرایطی که منتقل کردم در این دنیا به دستور خداوند ممکن شده و در نام من، “سروش” برای او مفهوم می گردد.

البته ممکن است فکر کنید که این عادلانه نیست که مثلا قاتلی را بدون مجازات رها کنند اما این دستور به این معنا نیست. هر حرکتی در ترویج گناه ممنوع است و بالاترین گناه غیر قابل بخشایش، گناه پروری و ترویج گناه است. دین من در درجه ای بالاتر و شدیدتر به مقابله با گناه می پردازد و بر همه سخت می گیرد و همه را مسئول می شناسد تا گناه را به مفهوم واقعی و از ریشه برکند. این مبارزه ای عمیقتر و قوی تر است که از طرف خداوند برنامه ریزی شده است. این به معنی اینکه قاتل مجازات نخواهد شد نیست. همچنانکه گفتم دین من قضاوت و مجازات را فقط حق و در شأن خدا می داند. زیرا علم لازم و کامل آنرا فقط نزد خدا می داند. اگر شما دیندار باشید و غیر از این فکر کنید پس به دنیای دیگر و عدالت خداوند اعتقاد نداشته و بی خدا محسوب می شوید. البته باور این دستور و دین فقط درخور کسانیست که به خداوند و عدل او ایمان کامل دارند. خداوند در دنیای دیگر از حق دیگران خواهد پرسید و از مقتول خواسته خواهد شد که برای مجازات یا رهایی قاتل، خود حکم بدهد. مجازات قاتل در دین من کشتن قاتل نیست چراکه هر قتلی در دین من قتل و کشتارست و مجاز نیست. با به وقوع پیوستن یک قتل یک نفر از دست رفته است و برگرداندن او با مجازات قاتل غیر ممکن است. آثار گناه پاک شدنی و برگشت پذیر نیست و به این علت است که گناه اهمیت بسیار نزد خدا دارد. بهترین راه جلوگیری از گناه است. اگر قتلی در جایی اتفاق افتاده حتما مسئول این قتل بیش از یک نفر است و در حقیقت تمام اجتماع گنهکار شده و مسئول این قتل است. نگهبانان قانونگذاران، مربیان ، اطرافیان ، اجتماع و غیره حتما در درجه دوم در این قتلها و گناهان مقصر بوده و مسئولیت دارند. پس اگر مجازاتی باید، بر همه می افتد. این بهایی است که همه باید برای قیامت بپردازند و گرنه نجات نهایی نخواهد آمد. آنها از حق خود در این دنیا گذشته و در مقابل نجات نهایی خود را از مرگ تقاضا می کنند. این از خودگذشتگی البته بسیار سخت است اما پاداش آنهم بلند، رهایی آنها از مرگ است. کسانیکه از این حق خود گذشته اند پس بدون شرط از مجازات آخرت و مرگ رهانیده خواهند شد و به آنها زندگی دوباره بر زمین اهدا خواهد شد. این دستور خداوند و خواسته او ضمن قول خداوند بر آنهاست. این بها باید پرداخت شود تا زمانیکه زمین از قتل و کشتار به طور کامل رهانیده شود. همچنانکه گفتم رسیدن به نجات نهایی و کامل یک شبه به دست نمی آید، زمان می برد و بهای آنهم باید پرداخت شود.
نابرده رنج گنج میسر نمی شود

ادامه ….

Leave a Reply

سروش - سخنگو